
در بسیاری از مباحث اقتصادی و صنفی، تصور میشود انحصار صرفاً نتیجه قدرت اقتصادی، قوانین محدودکننده یا نفوذ یک بازیگر در بازار است. اما پژوهشهای اقتصاد رفتاری و روانشناسی شناختی نشان میدهد که بخش مهمی از تداوم انحصار، نه در ساختارهای اقتصادی، بلکه در ذهن انسانها شکل میگیرد. سوگیریهای شناختی باعث میشوند افراد، مدیران و حتی ذینفعان، بدون آنکه متوجه باشند، از وضع موجود دفاع کنند و هرگونه تغییر یا ایجاد رقابت را غیرضروری یا حتی مضر بدانند.
یکی از مهمترین این سوگیریها، «سوگیری وضع موجود» است. ذهن انسان معمولاً آنچه را سالها وجود داشته، امنتر و منطقیتر از یک گزینه جدید تلقی میکند. در نتیجه، هرگاه پیشنهادی برای ایجاد یک رقیب یا یک مسیر جدید مطرح شود، اولین واکنش بسیاری از افراد این است که بگویند: «همین که هست کافی است؛ چرا باید تغییر ایجاد کنیم؟»
سوگیری دیگری که در این زمینه نقش مهمی دارد، «سوگیری توجیه نظام» است. بر اساس این پدیده، افراد تمایل دارند ساختارهای موجود را مشروع و درست بدانند، حتی اگر آن ساختارها به کاهش رقابت، محدود شدن انتخاب یا کاهش نوآوری منجر شده باشد. به همین دلیل، گاهی دفاع از یک انحصار نه به دلیل عملکرد بهتر آن، بلکه صرفاً به دلیل عادت و پذیرش وضعیت موجود صورت میگیرد.
در کنار این موارد، «سوگیری تأییدی» نیز باعث میشود افراد فقط اطلاعاتی را ببینند که باور قبلی آنها را تقویت میکند و شواهد مخالف را نادیده بگیرند. اگر کسی از ابتدا معتقد باشد که فقط یک برگزارکننده، یک نمایشگاه یا یک مسیر باید وجود داشته باشد، معمولاً هر استدلالی در حمایت از رقابت را کماهمیت جلوه میدهد و تنها اطلاعات همسو با باور خود را برجسته میکند.
نتیجه این سوگیریها، شکلگیری فضایی است که در آن، انحصار بهتدریج «طبیعی» جلوه میکند؛ در حالی که در یک اقتصاد رقابتی، اصل بر حق انتخاب است. رقابت به بازار اجازه میدهد کیفیت، خدمات، نوآوری و قیمت بهطور مستمر محک بخورند و هیچ بازیگری صرفاً به دلیل سابقه یا موقعیت خود، از رقابت مصون نباشد.
این موضوع در حوزه نمایشگاههای تخصصی نیز مصداق روشنی دارد. وجود همپوشانی میان صنایع، پدیدهای طبیعی است. همانگونه که بسیاری از شرکتها بهطور همزمان در نمایشگاه ساختمان، نمایشگاه شیرآلات، نمایشگاه لوله و اتصالات یا سایر رویدادهای مرتبط حضور پیدا میکنند، برگزاری نمایشگاههای تخصصی مختلف نیز امری کاملاً متعارف و پذیرفتهشده در اقتصاد رقابتی است.
بنابراین، وجود یک نمایشگاه تخصصی تهویه مطبوع، منافاتی با برگزاری نمایشگاه تأسیسات ندارد؛ همانطور که برگزاری نمایشگاه ساختمان، نباید مانع برگزاری نمایشگاه در و پنجره یا سایر نمایشگاههای تخصصی شود. استدلالی مانند اینکه «چون در و پنجره بخشی از ساختمان است، پس نمایشگاه مستقلی لازم نیست» یا «چون تأسیسات شامل تهویه مطبوع هم میشود، پس نباید نمایشگاه تخصصی تهویه برگزار شود»، در عمل میتواند به محدود شدن رقابت و کاهش حق انتخاب بازار بینجامد.
در یک فضای رقابتی، هیچ الزامی وجود ندارد که همه فعالان صنعت در یک رویداد واحد حضور داشته باشند. شرکتهای تجاری باید این اختیار را داشته باشند که بر اساس استراتژی، بازار هدف و منافع خود تصمیم بگیرند در نمایشگاه تأسیسات شرکت کنند، در نمایشگاه تهویه مطبوع حضور داشته باشند، یا در هر دو رویداد مشارکت کنند. این انتخاب باید متعلق به فعالان اقتصادی باشد، نه نتیجه محدودیتهای ناشی از انحصار.
مشکل از جایی آغاز میشود که امکان انتخاب از بازار گرفته شود. هر زمان که تنها یک مسیر برای عرضه، معرفی یا رقابت باقی بماند و سایر گزینهها عملاً حذف شوند، زمینه شکلگیری انحصار فراهم میشود. در چنین شرایطی، دیگر بازار درباره موفقیت یا عدم موفقیت تصمیم نمیگیرد؛ بلکه محدود شدن گزینهها، جایگزین رقابت آزاد میشود.
تجربه بسیاری از صنایع در جهان نشان داده است که تعدد نمایشگاههای تخصصی، نهتنها تهدید نیست، بلکه موجب توسعه بازار، افزایش نوآوری، تخصصیتر شدن ارتباطات تجاری و ایجاد فرصتهای بیشتر برای فعالان اقتصادی میشود. در نهایت، این بازار و شرکتها هستند که تصمیم میگیرند کدام رویداد ارزش بیشتری برای آنها ایجاد میکند.
انحصار همواره طرفداران خود را دارد و معمولاً با استدلالهایی مانند حفظ وحدت، جلوگیری از موازیکاری یا بزرگ بودن ساختار موجود توجیه میشود. اما نگاه جامع، توسعهمحور و مبتنی بر رقابت، اصل را بر آزادی انتخاب میگذارد؛ زیرا رقابت سالم، نه تهدید یک صنعت، بلکه موتور رشد، نوآوری و ارتقای کیفیت آن است. هرجا حق انتخاب حفظ شود، رقابت معنا پیدا میکند؛ و هرجا حق انتخاب از میان برود، انحصار، دیر یا زود، جای رقابت را خواهد گرفت.
*مهدی بستانچی*
رییس انجمن صنعت تهویه مطبوع ایران